
مقدمه
ترانه یعنی شرح جهان درون و پیرامون انسان با زبانی شیوا و نگاهی از سر آگاهی.از همین روست که تعهد و اندیشه از بارزترین شاخص های هر فردی است که نام ترانه سرا را با خود به همراه دارد و رعایت چنین مولفه های است که باعث شده در طی یک قرن گذشته ترانه از مرز شاخه ای از ادبیات بودن گذر کرده و در دنیای امروز به یک رسانه تبدیل شود.رسانه ای که توانسته تاثیرات بسیاری بر زندگی شخصی و اجتماعی انسان معاصر داشته باشد و ایفاگر نقش های مهمی در اکثر اتفاقات اجتماعی رخ داده در لااقل 4 دهه اخیر در بسیاری از کشورهای جهان باشد.
تولد ترانه به هزاران سال پیش و دوران آغاز شکل گیری تمدن بر روی زمین و پیدایش زبان باز می گردد.فریاد های آهنگین کارگران که برای نظم بخشیدن به حرکات گروهی صورت می گرفت رفته رفته با شکل گیری زبان های بومی به نغمه هایی تبدیل شد که در طی زمان ترانه نام گرفتند و بدین ترتیب شعر و موسیقی در بستر ترانه متولد شدند.از همین منظر است که ترانه مادر شعر و موسیقی است هر چند که در ادامه و به همراه انسجام زبان در میان جوامع بشری ، رفته رفته شعر از جایگاه بالاتری در میان مردم برخوردار شد و عقب ماندن موسیقی از کلام در طی قرون گذشته باعث شد که ترانه تا حدود یک قرن پیش تا حد بسیاری نقش کاربردی خود در زندگی مردم را از دست بدهد.از حدود 100 سال پیش به این سو اما همگام با ارتقا جایگاه موسیقی در جامعه مدرن ، ترانه هم توانست به تولد دوباره ای برسد و در حال حاضر حضور پررنگی در زندگی انسان امروز دارد.
با توجه به پیوند عمیق میان ترانه و موسیقی و آزادی ها و محدودیت هایی که این پیوند برای ترانه ایجاد می کند ، قواعد و اسلوب های حاکم بر ترانه تا حدی متفاوت با اصول جاری در شعر کلاسیک است.به طور اجمالی می شود به این شکل عنوان کرد که قواعد حاکم بر ترانه در ایران در حال حاضر تلفیقی از قواعد حاکم بر شعر کلاسیک و شعر نیمایی است.تناسب ها و هماهنگی های موجود در شعر کلاسیک در کنار خروج از نرم ها و هنجار شکنی های شعر نیمایی ، شکل دهنده بخش عمده ای از قواعدی هستند که به صورت عرف در ترانه در حال اجرا و رعایت هستند.
در جامعه امروز ایران ترانه نقش مهمی را در فرهنگ عمومی مردم ایفا می کند و صعود و سقوطش به شکل مستقیم تاثیرات بسیاری بر زندگی شخصی و اجتماعی مخاطبان گسترده خود دارد.به همین خاطر است که رفع موانع موجود بر سر ورود ترانه سراهای مستعد و خوش فکر به عرصه های حرفه ای ، از مهمترین اتفاقاتی است که می بایست در موسیقی امروز ایران به وقوع بپیوندد.موانعی که بیشتر حاصل نا آگاهی خواننده ها و آهنگسازانی است که در عرصه موسیقی مشغول به فعالیت هستند و اکثرآ به بدیهی ترین مباحث زیبایی شناسانه ترانه اشرافی ندارند.
ترانه های این دفتر در زمره ترانه هایی قرار دارند که می توانند آینده روشنی به هنگام تلفیق با موسیقی داشته باشند.امید صبری را از چهره های مستعد ترانه امروز می دانم و می تواند به جایگاه مناسبی در این عرصه دست یابد اگر مسیر ترانه را آنگونه که تا به اکنون طی کرده است ، بپیماید.ترانه های مجموعه " برو دنبال خوشبختیت " از لحظات شاعرانه دلنشینی برخوردارند و دارای خیال عاشقانه ای هستند که به شکل قابل قبولی در ردای تصاویر و تعابیر شاعرانه نمود پیدا کرده است.امیدوارم که ترانه های این دفتر و ترانه سرایش به جایگاهی مناسب با آنچه استحقاقش را دارند دست یابند.
بابک صحرایی